­
ما رویای آن گونه ای بودیم که با آغوش آشفته آب خود عذاب می دهد - Carlos del Puente

ما رویای آن گونه ای بودیم که با آغوش آشفته آب خود عذاب می دهد

miércoles, septiembre 27, 2023

 گفت: قبلا، نه مثل قبل، بدون نگاه هایمان، همیشه قبل از اینکه چه بگویم، من از آن جور رویایی بودم که وقتی عقب نشینی می کند، با بازوان آب آشفته اش عذاب می دهد، رمبو را رها می کند و به جاوا می رود تا به دنبال حلقه گمشده اش بگردد. جنگلی که پاهای سرگردان خود را دینامیت کرد و گمشده بازگشت.وقتی به ساحل دیگر رسید، در راه بازگشت، ساحل آفریقا را در پیش گرفت، در صحرای جهنم گم شد، بدن شکسته خود را با وزن نامتعادل با ارزش حمل کرد، راه افتاد. به سوی برخورد کوتاه با قبرش.

You Might Also Like

0 comments

Compartir en Instagram

Popular Posts

Like us on Facebook